دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

156

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

آثار معمارى ايران ، مسجدى كوچك در ميدان شاه ( نقش جهان ) اصفهان زنده است و بنام مسجد شيخ لطف اللّه خوانده مىشود . ليكن نتايج افزايش نفوذ علماى شيعه در دربار صفوى كلا به كام اين سلسله هم نبود . مفهوم حق الهى كه در اعتبار و شهرت شاه مخصوصا در ميان كافه انام اهميتى درخور داشت ، در آئين فقهاى شيعى از اعتبارى برخوردار نبود . البته آنها با نظريه نص كاملا آشنا بودند و بر طبق همين نظريه يكى از اسلاف مشروع بايستى بر مشروعيت نواب امام غائب صحه مىگذاشت . آنها به خوبى آگاه بودند كه صفويان با اين شيوه قدرت نگرفته‌اند و ادعاى پيوندشان با خاندان پيامبر چيزى را در اين زمينه ثابت نمىكند . سلسله صفوى فىالواقع غاصبى بود كه حق مجتهد زمانه را غصب كرده بود . در آغاز فقها چندان مشكلى نداشتند چون ظاهرا با يكديگر كنار آمده بودند و مجتهدان هم مقام و منزلتى و الا در مقايسه با حكومتهاى سنىمذهب ، در زمان صفويان داشتند و در حق آنها احترام و سخاوت مرعى مىشد . بر اثر گذشت زمان فعاليتهاى آنها ، در اعتقادات و اعمال مذهبى مردم مؤثر افتاد و آئين رسمى تشيع اثنى عشرى جاى بدعتى را كه شاه اسماعيل مروج آن بود ، گرفت و بدينسان شاه موقعيت مقتدر سابق خود را در مسائل و امور مذهبى از دست داد . شاه عاقبت در اواخر سده يازدهم / هفدهم فقط مجرى قدرت بود و مردم به مجتهدان اظهار هوادارى زيادى مىكردند . بنابراين در اينجا شباهتهايى با تحولات سابق طريقت صفوى موجود است كه در آن خليفة الخلفا توانست برترى خويش را بر شاه به‌عنوان مرشد كامل به ثبوت برساند . بيش‌از يك قرن بعد ، قاجارها بالاخره پس از دهها سال دودلى و تزلزل ، موقعيت ممتاز سابق علماى شيعه را بدانها تفويض كردند با اين اميد كه به حكومت آنها مشروعيت بخشند ، ولى اين اميد به نوميدى بدل شد . علما اعتقادات بنيادى خود را تغيير نمىدادند . در نظر آنها پادشاهان ، چه صفوى و چه قاجار ، بهرحال غاصب بودند . آنها به‌جاى همراهى و كمك به اين سلسله‌ها ، محض تشكر از دينى كه بر ذمه‌شان بود ، در سقوط و زوال آنها كوشيدند . شاه عباس اول احتمالا اهم مسائل را دريافته بود . رفتارهاى متظاهرانه او در سرسپردگى مذهبى - در ديدار از بقعه اردبيل تا سفر زيارتى به مشهد - در درجه اول به منظور برقرارى روابط حسنه بين شاه و شيعه بود ( گواينكه در اين ميان انگيزه‌هاى صادقانه مذهبى نقشى نداشت ) . ولى اينكارها عبث بود : او با اين كار نه‌تنها قدرت قزلباش را درهم كوبيد ، بلكه بانى اقدامات مهمى براى تبعيض‌هاى اجتماعى عليه صوفيان شد كه با استناد به گزارشهاى ناظران خارجى ، در اواسط سده يازدهم / هفدهم تأثيرات خود را بجا گذاشت . شاه عباس اول در ايام حيات خويش ناظر پيروزى نمايندگان مذهب شيعه بود و اين پيروزى با ميرداماد ( متوفى 1630 م . ) شروع شد . عقيده